دانشگاه كمبريج ( مترجم : يعقوب آژند )
395
تاريخ ايران ( دوره صفويان ) ( فارسي )
پيرامون محله ميدان متمركز هستند . احتمال دارد كه هماهنگى سبك اكثر قاليهاى « لهستانى » بر اثر ارتباط با دربار اصفهان در آغاز سده هفدهم بوده است و زيباترين نمونههاى آنها كه يكى قالى مصور اين كتاب است ، به ربع نخست قرن هفدهم برمىگردد . در مورد نمونههاى نخستين هم مىتوان فرض كرد كه آنها به اواخر سده هفدهم تعلق دارند . سرآنتونى شرلى در سال 1599 م . از طرف شاه عباس اول هيجده قالى زربفت به رسم پيشكش دريافت كرد « 1 » . قاليهاى « لهستانى » كه كيفيت طرح آنها آشكارا دچار زوال شده و در صورتبندى نقشمايههاى آنها هم فساد و ضعفى درخور حاكم گشته احتمالا در نيمه دوم سده هفدهم توليد شدهاند و بعضى از نمونههاى نهچندان مهم هم متعلق به سال 1700 م . است . كروسينسكى كه در سال 1722 م . سقوط امپراتورى صفويان را بدست افاغنه گزارش كرده ، صحبت از اختتام و تعطيلى كارخانههاى منسوجات زربفت رانده است « 2 » . رويهمرفته بهترين قالى « لهستانى » گبهاى ابريشمين است ( عكس 16 ) كه به جهت شكل ، تركيببندى و مضامين يك كار سفارشى است و تنها نمونه طرح پيكرهاى است كه وارد طرح قالىهاى « لهستانى » شده است . طراحى ظريف فوقالعاده و پيچكهاى خطى بر روى زمينه تكرنگ و جزئيات زربفت ( مثل يكى از نمونههاى نخستين ) و شگردهاى منحصربفرد با برگهاى ريز بيشمار پرّهشكل ، بتهجقهها ، اسليمىها و برگهاى نوكتيز و حواشى زربفت از ويژگيهاى سبك قاليهاى « لهستانى » است . پيچكها به يك محور طولى سوار شده و مريم و سنجان بر پيكره مسيح بر صليب اشراف پيدا كردهاند . مريم در دست چپ لبه فوقانى و فرشتگان در سمت راست رويهمرفته تابلوئى از تجلى را پديد آوردهاند . بازفرآورى صحنههاى انجيلىكارى بديع در هنر ايران نبود چون اكثر اين وقايع در قرآن مورد تأييد قرار گرفته است . تجلى با اصطلاحاتى نظير سنت مسيحى توصيف شده ولى تصليب مسيح در قرآن نيامده است . بهعلاوه شيوه تصوير پيكرهها بر روى گبه به هيچوجه ايرانى نيست جز مثلا مخملى كه در عكس 34 تصوير شده است ؛ بالعكس ، اين صحنهها مشابه سبك متأخر گوتيك است . بنابراين پيداست كه اين گبه تشريفاتى را يكى از حاميان مسيحى سفارشداده و خود نيز الگوى صحنههاى تصليب و تجلى را بدان تهيه ديده است .
--> ( 1 ) - راس ، سر آنتونى شرلى ، ص 94 . ( 2 ) - كروسينسكى ، ص 219 .